این منم که تو را می خوانم
 
نه پری قصه هستم در آفاق داستان
 
و نه قاصدکی در یک قدمی تو
 
من یک انسانم
 
کسی که همواره به یاد توست
 
سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم
 
برای کفتران چاهی دانه می ریزم
 
و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم
 
این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی
 
می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند
 
که تو مهربانترین مهربانی
 
پس آرام و گرم می نویسم
 
دوستت دارم